طراح لحظه ها

یا بفرما به سرایم


یا بفرما

به سر آیم...

غرضم وصل تو باشد

چه تو آیی

چه من آیم. . .

 

پ.ن:وصل....

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/٥/۱٧ساعت ٦:٥٠ ‎ق.ظ توسط مهرنوش نظرات ()

عجیب به من آرامش می دهد

زنگ صدای عشق...

 

زنگ صدای عشق یعنی اینکه باید باشد

هر آنچه که می تواند به من تعلق داشته باشد

 

مدیون احساسی هستم

که برای قدم گذاشتن در دلم

 

سال ها با او مبارزه کردم

ماه ها با او مقابله کردم

روزها شکستمش

ساعت ها رنجاندمش

دقیقه ها و ثانیه ها فقط به او فکر کردم...

 

و اینک رها شدم.......

 

مهرنوش


نوشته شده در ۱۳٩۳/٥/٩ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ توسط مهرنوش نظرات ()

سالهاست منتظر آمدن روزهای بهترم

 

ولی نمی دانم

 

چرا هنوز هم دیروز ها بهترند...


نوشته شده در ۱۳٩۳/٢/۳۱ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ توسط مهرنوش نظرات ()

هر زمان می بینی

باغ آفت زده ی شعر کسی بی برگ است

حمد و توحید بخوان!

 

اتفاقی که قرار است بیفتد مرگ است. . .

علی اکبر یاغی تبار

 

پ.ن:سلام دوستای خوبم،دلم برای همتون تنگ شده بود

خب به دلایلی حدود 1سال ازتون دور بودم

عذرخواهی ویژه.

بخاطر پیام های زیباتون هم ممنونم


نوشته شده در ۱۳٩۳/٢/۱۱ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ توسط مهرنوش نظرات ()

عاشقم بر همه عالم

 

که همه عالم از اوست...!

پی نوشت:(این روزها روزهای دلتنگیه منه...دراین دنیا تنها حضور فیزیکی دارم

همین و بس...)

نوشته شده در ۱۳٩٢/٧/۱٦ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ توسط مهرنوش نظرات ()

توی این خونه فقط صدا میاد

صدای یه خاطره،یا یه نفس

خاطر گلای کاغذی شده

بیا و صدام بکن ای همنفس

 

حس زیبای تو رو داشتن و باز

من دارم همیشه معنا می کنم

باورم شده فقط تو رو می خوام

با خودم همینو تکرار می کنم

 

زندگی یعنی تو رو خواستن و بس

دل من با دل تو یکی شده

میشه از خودت برام حرف بزنی

این یعنی یه آرزوی گمشده

 

عاشق اون لحظه های آبی ام

آرزو یعنی همین داشتن تو

من که از تو و دلت بی خبرم

میشه که یه روز بشم همدم تو !

مهرنوش

نوشته شده در ۱۳٩٢/٥/۱٩ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ توسط مهرنوش نظرات ()

برایم نوشت:

 

رد ته سیگارها را بگیر و بیا

بی شک

پیدایم می کنی...

 

برایش می نویسم:

 

مدتهاست پیدایت کردم

نه از ته سیگارها،از خوابهای سرگردانی که هراز چند گاهی

جانشین خاطراتت برای من می شوند.

 

بودنت غنیمتی ست

حتی در خواب!

مهرنوش

نوشته شده در ۱۳٩٢/٢/٢۱ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ توسط مهرنوش نظرات ()

ای خالق هرقصه ی من این من و این تو

بر ساز دلم زخمه بزن این من و این تو

هرلحظه جدا از تو برام ماهی و سالی

با هر نفسم داد می زنم جای تو خالی

 

منم عاشق ناز تو کشیدن

بخاطر تو از همه بریدن،تنها تورو دیدن

منم عاشق انتظار کشیدن

صدای پا تو از کوچه شنیدن،تنها تورو دیدن

 

تو اون ابر بلندی که دستات شفای شوره زاره

تو اون ساحل نوری که هر موج به تو سجده میاره

تو فصل سبز عشقی که هرگل بهارو از تو داره

اگه نوازش تو نباشه گل گلخونه خاره

 

تو آخرین کلامی که شاعر تو هر غزل میاره

بدون تو خدا هم تو شعراش دیگه غزل نداره

بمون که شوکت عشق بمونه که قصه گوی عشقی

نگو که حرمت عشق شکسته تو آبروی عشقی

 

منم عاشق ناز تو کشیدن

بخاطر تو از همه بریدن،تنها تورو دیدن

منم عاشق انتظار کشیدن

صدای پا تو از کوچه شنیدن،تنها تورو دیدن

 

ای خالق هر قصه من این من و این تو

بر ساز دلم زخمه بزن این من و این تو

هر لحظه جدا از تو برام ماهی و سالی

با هر نفسم داد می زنم جای تو خالی

 

(ترانه ی خالق از اردلان سرفراز)

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/٢٥ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ توسط مهرنوش نظرات ()

چشم ها را شستم

 

جور دیگر دیدم

 

باز هم سودی نداشت...

 

تو همان بودی که باید دوست داشت!

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/٢٠ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ توسط مهرنوش نظرات ()

و چه سخت است

که از پنجره ات

هر ساعت

 

کوچه را زیر نظر داشته باشی

 

و ببینی که هنوز...

و ببینی باران...

و ببینی که نباریده هنوز...

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/٢٠ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ توسط مهرنوش نظرات ()

گاهی وقتا ...

یه نفر...

باعث میشه که حس کنی...

چیزی که تورو روی زمین نگه داشته...

 

جاذبه ی زمین نیست...

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٢٢ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ توسط مهرنوش نظرات ()

تکیه کن بر شانه هایم

 

شاخه ی نیلوفرینم

 

تا غم بی تکیه گاهی را به چشمانت نبینم!!!

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/۱٥ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ توسط مهرنوش نظرات ()

توی این خونه فقط صدا میاد

صدای یه خاطره یا یه نفس

خاطر گلای کاغذی شده

بیا و صدام بکن ای همنفس

 

دلم از بودن تو خیلی خوشه

به هوای بودنت صدام بکن

دارم از عشق تو پرپر می زنم

محض این دلم شده رهام نکن

 

تو که با خودت فقط غریبه ای

از کدوم قبیله ای ای همنفس

میشه از خودت بپرسم که شما

سهم دنیای منی؟همینو بس

 

نگاتو ازم نگیر ای خاطره

با نگات این قلبم آروم می گیره

کاش که یک لحظه بشه رها بشم

جای این بغض غریب صدا بشم

مهرنوش

نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/٢٥ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ توسط مهرنوش نظرات ()

حرف دل را به یار گفتن عاشقانه ست

غیر آن با بیگانه گفتن ابلهانه ست

 

دلتنگی را از او خواستن صادقانه ست

غیر از آن کاری که می کرد کودکانه ست

 

قدم هایش زیر باران چه شاعرانه ست

با من بودنش شبیه پرواز پروانه ست

 

دوست داشتنش چه زیرکانه ست

برای بردن دلش او بهترین بهانه ست

خانم الهام مددی

نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/٩ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ توسط مهرنوش نظرات ()

نکته ها از عشق در ذهنم همیشه زنده است

در کنار یار بودن گفتنش بیهوده است

 

من که هجران می کشم با من کسی هم درد هست؟

درددل را با که گویم ای خدا قلبم شکست!

 

لحظه ای آشوب و فریادم زغم رد می شود

عاشقت می مانم و صبرم لبالب می شود

 

ای خدایا من که می بازم دلم گم می شود؟

بی گمان با این دل وحشی چه کارم می شود؟!

 

رنج ها بردم در این سردل و کار دلم

می توانم که بگویم خواند یار از مشکلم

 

کاش یارم که بداند من دلم افسرده است

کاش یک لحظه بفهمد این وجودم مرده است

 

در دلم غوغای او دارم ولی افسوس از او

شور عشقش را که ببینم می شوم پنهان از او

مهرنوش

نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/٢۱ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ توسط مهرنوش نظرات ()

دلشوره ی روزهای نبودنت را دارم

 

روزهایی که دیگر

عکسم هم برایت جذابیتی ندارد...!

مهرنوش

نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/٥ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ توسط مهرنوش نظرات ()

سراغی از ما نگیری،نپرسی چه حالی ام

عیبی نداره می دونم،باعث این جدایی ام

رفتم شاید که رفتنم،فکرتو کمتر بکنه

نبودنم کنار تو،حالتو بهتر بکنه

لج کردم با خودم آخه،حست به من عالی نبود

احساس من فرق داشت با تو،دوس داشتن خالی نبود

 

بازم دلم گرفته تو این نم نم بارون

چشام خیره به نور چراغ تو خیابون

خاطرات گذشته منو میکشه آسون

چه حالی داریم امشب به یاد تو من و بارون

 

باختن تو این بازی واسم،از قبل مسلم شده بود

سخت شده بود تحملت،عشقت به من کم شده بود

رفتم ولی قلبم هنوز،هواتو داره شب و روز

من هنوزم عاشقتم،به دل میگم بساز،بسوز

 

بازم دلم گرفته تو این نم نم بارون

چشام خیره به نور چراغ تو خیابون

خاطرات گذشته منو میکشه آروم

چه حالی داریم امشب به یاد تو من و بارون

 

(با صدای رضا صادقی و بابک جهانبخش)

پی نوشت:بسیار عالیه حتما گوش کنید

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/۱۸ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ توسط مهرنوش نظرات ()

شازده کوچولو می گفت:

 

گل من گاهی بداخلاق،کم حوصله و مغرور بود...

 

اما ماندنی بود!

 

این بودنش بود که او را تبدیل به گل من کرده...

 

پی نوشت:عاشق این پاراگرافم!

(گل من حساس و زودرنج بود...اما به جاش عاشق بود!)

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٤ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ توسط مهرنوش نظرات ()

پیراهن نگاه مرا،مکش از پشت

 

که برمی گردم!

 

و بی خیال عزیزهای مصری

و یعقوب های چشم به راه

 

چنان به خود می فشارمت

 

که هفتاد و هفت سال تمام

باران ببارد و گندم درو کنیم...!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/۳ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ توسط مهرنوش نظرات ()

اولین روز دبستان بازگرد

شادی آن روزهایم بازگرد

بازگرد ای خاطرات کودکی

بر سوار اسب های چوبکی

درس های روز اول ساده بود

آب را سارا به بابا داده بود

هم کلاسی های من یادم کنید

باز هم در کوچه فریادم کنید

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود

جمع بودن بود و تفریقی نبود

ای دبستانی ترین احساس من

بازگرد آن مشق ها را خط بزن

(ارسالی از یک دوست)

مهرتان قشنگ

 

پاییزتان مبارک

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ توسط مهرنوش نظرات ()

تا رسیدن پاییز راهی نمانده

 

باز من عاشق نگشته ام!

 

مادرم همیشه می گفت:

پاییز فصل عاشقی ست

 

و من،بعد از تو

از تمام پاییزها جا مانده ام...

نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/٢٧ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ توسط مهرنوش نظرات ()

کلید موفقیت را نمی دانم!!

 

اما

کلید شکست این است:

 

که سعی کنیم همه را راضی نگه داریم!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/٢٤ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ توسط مهرنوش نظرات ()

از کدوم خاطره برگشتی به من

که دوباره از تو رویایی شدم

همه ی دنیا نمیدیدن منو

من کنار تو تماشایی شدم

از کدوم پنجره می تابی به شب

که شبونه با تو خلوت می کنم

من خدا رو هر شب این ثانیه ها

به تماشای تو دعوت می کنم

تو هوایی که برای یک نفس

خودمو از تو جدا نمی کنم

تو برای من خود غرورمی

من غرورمو رها نمی کنم

 

تا به اعجاز تو تکیه می کنم

شکل آغوش تو میگیره تنم

اون کسی که پیش چشم یک جهان

به رسالت تو تن میده منم

نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/۱٤ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ توسط مهرنوش نظرات ()

گاهی اوقات مجبورید بپذیرید

 

که برخی آدمها

فقط می توانند

 

در قلبتان باقی بمانند

 

نه در زندگیتان...!

منبع:وبلاگ مرجان سرخ

نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/٢ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ توسط مهرنوش نظرات ()

نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/۳۱ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ توسط مهرنوش نظرات ()


Design By : Pichak