کاغذ درد دلهایم همیشه از جنس آسمان است کمی با دلم راه بیا... باز هم آرام و با تردید من میان خلوتی غم دار یک دروغ تازه می سازم یک دروغ تازه از عشقی که می دانم روزها در تابش تاریک منحوسش رنگ می بازم... خوب می دانم دروغم را که دروغی کودکانه محض امید است آنچه می خواهم از این دنیا نرمی لبخند و یک احساس جاوید است آری آری من دروغم را با صدای شعر می سازم یک دروغ مهمل بی پایه و بنیاد من دلم را با همین هم شاد می سازم وای از آن روزی که فرداها برملا سازند رازم را شرمسار از پاکی قلبی که می فهمد آنچه می پنداشت نیست جز رویا... باور به نور و روشنایی است که شام تیره از دل شب یلدا جشن مهر و روشنایی به ما هدیه می دهد یلدایتان مبارک اگه بین 2راهی مرگ و زندگی قرار بگیری... کدومو انتخاب می کنی؟؟؟ قرار ما: غروب دلتنگی در کوچه ی رویا کنار پیچک های خیال و پشت پنجره ی دلواپسی بود باور نمی کنم که قرارمان یادت رفته باشد؟!!! سخت بالا بروی و ساده بیایی پایین قصه ی تلخ مرا سرسره ها می فهمند... تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدم آتش گرفتم از تو و در صبحدم زدم با آسمان مفاخره کردیم تا سحر او از ستاره دم زد و من از تو دم زدم او با شهاب بر شب تب کرده خط کشید من برق چشم ملتهبت را رقم زدم تا کورسوی اخترکان بشکند همه از نام تو به بام افق ها علم زدم با وامی از نگاه تو خورشیدهای شب نظم قدیم شام و سحر را بهم زدم هر نامه را به نام و به عنوان هر که بود تنها به شوق از تو نوشتن قلم زدم تا عشق چون نسیم به خاکسترم وزد شک از تو وام کردم و در باورم زدم از شادی ام مپرس که من نیز در ازل همراه خواجه قرعه ی قسمت به غم زدم حسین منزوی نیمه ی گمشده ام نیستی که با نیمه ی دیگر به جست و جویت برخیزم تو... تمام گمشده ی منی! تقدیم به... اگر با دیگرانش بود میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی؟؟!! تو که با دیگرانت بود میلی چرا یادت مرا بشکست خیلی؟؟ مگر قصدت پریشانی ما بود که عشق ما نشد مجنون و لیلی!!! نه آنچنان عاشق باش که هیچ چیز را نبینی نه آنقدر ببین که هرگز عاشق نشوی... تنها دلیلی که باعث می شود یک نفر از تو متنفر باشد این است که می خواهد دقیقا مثل تو باشد! منبع:وبلاگ ایمیل های جالب تیک تاک! تیک تاک لحظه آه می رود سر به زیر پا به راه با شتاب می رود اینکه می رود منم نیست بازگشتنم قطره قطره عمر من آه آه می رود...! اتفاق اول باید در درون تو رخ دهد تا تو تکرار آن را در دنیای بیرون ببینی! به توپ ها تفنگ ها به بمب ها فشنگ ها بگو: کمی به یاد شانه های کوه کمی برای شاخه های بید کمی برای بازی جوانه ها سکوت!!! چه کوتاه است فاصله میان بالا رفتن دست علی(ع) و بالا رفتن سر حسین(ع) فاصله ای از ظهر غدیر تا ظهر عاشورا ... منبع:وبلاگ جملات زیبا آبروی حسین به کهکشان می ارزد یک موی حسین بر دو جهان می ارزد گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست گفتا که حسین بیش از آن می ارزد شاعر؟؟؟ التماس دعا خدای خوبم! هرگز کسی را به آنچه قسمتش نیست عادت نده ... همیشه یک سوال در ذهنم بود... چطور دلت آمد...؟؟!! امروز فهمیدم اصلا آمدنی در کار نبود! وقتی دلت رفت دیگر هیچوقت نیامد... این شعر را برای تو می گویم تو که با هر نفس هماهنگی تو که با صدای لطیف بهار دل و روحم را بهانه می کردی این شعر را برای تو می گویم نازنین تر ز جان شیرینم گله ای نیست از نبودن تو دردها را همیشه می بینم این شعر را برای تو می گویم آشنای همیشه دلتنگم قصه از غصه ی وجودت نیست تو نباشی همیشه بی رنگم این شعر را برای تو می گویم لحظه هایی که رفته از دستم می شود گفت که با تو بودن را عاقبت بدون شک دانستم! مهرنوش فقیر به دنبال شادی ثروتمند و ثروتمند به دنبال آرامش زندگی فقیر است کودک به دنبال آزادی بزرگتر و بزرگتر به دنبال سادگی کودک است پیر به دنبال قدرت جوان و جوان در پی تجربه ی سالمند است آنان که رفته اند در آرزوی بازگشت و آنان که مانده اند در دل رویای رفتن دارند خدایا...! کدامین پل درکجای دنیا شکسته است که هیچکس به مقصد خود نمی رسد...؟!














| Design By : Pichak |

