طراح لحظه ها

همه چی از یه خواب شروع شد یه خواب شیرین.

تو خواب بهش گفتن که باید بری و نیمه ی گمشدتو که تقریبا از تو دور هم هست پیدا کنی. البته بهش یه نشونی هایی هم دادن.

بهشت ازجمله کسایی بود که رویای صادقه زیاد می دید. اینو وقتی 20سالش بود یک خانمی که تعبیر خواب می دونست بهش گفته بود. اون خانم به بهشت گفت که خواب هاتو جدی بگیر.

بهشت از خواب بیدار شد خیلی سردر گم بود. فقط و فقط به فکر نیمه ی گمشدش بود.آرزو داشت اون چیزهایی که تو خواب بهش گفته شده حقیقت داشت.

بعد از مدتی خیلی تصادفی متوجه شد که همه چی راسته. بهشت نیمه ی گمشدشو پیدا کرده بود اما نیمه ی گمشده هرگز باورش نکرد.

این داستان ادامه دارد...

مهرنوش 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/٢٦ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ توسط مهرنوش نظرات ()


Design By : Pichak