طراح لحظه ها

بی تو من رنگهای این سرزمین را بیگانه میبینم.

بی تو رنگهای این سرزمین مرا میازارند.

بی تو آهوان این صحرا گرگان هار من اند.

بی تو کوهها دیوان سیاه و زشت خفته اند.

بی تو زمین قبرستان پلیدو غبارآلودی است که مرا در خود به کینه میفشرد.ابر کفن سپیدی است که برگور خاکی من گسترده اند.

بی تو دریا گرگی است که آهوی معصوم مرا می بلعد.

بی تو سپیده هرصبح لبخند نفرت بار دهان جنازه ای است.

بی تو نسیم هرلحظه رنجهای خفته را در سرم بیدار میکند.

بی تو من با بهار میمیرم.

بی تو من درعطر یاس ها میگریم.

بی تو من در شیره ی هرنبات رنج هنوز بودن را وجراحت روزهایی را که همچنان زنده خواهم ماند لمس میکنم.

بی تو من با هر برگ پاییزی می افتم.

برگرفته از کتاب هبوط درکویر اثرماندگار دکتر علی شریعتی

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/٢۸ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ توسط مهرنوش نظرات ()


Design By : Pichak