با تو

با تو همه رنگهای این سرزمین را آشنا میبینم.

با تو همه رنگهای این سرزمین مرا نوازش میکنند.

با تو آهوان این صحرا دوستان همبازی من اند.

با تو کوهها حامیان وفادار خاندان من اند.

با تو زمین گاهواره ای است که مرا درآغوش خود می خواباند.ابر حریری است که بر گاهواره ی من کشیده اند.

با تو دریا با من مهربانی میکند.

با تو سپیده هر صبح برگونه ام بوسه میزند.

با تو نسیم هرلحظه گیسوانم را شانه میکند.

با تو من با بهار می رویم.

با تو من درعطر یاسها پخش میشوم.

با تو من درشیره ی هرنبات می جوشم.

با تو من در هر شکوفه می شکفم.

برگرفته از کتاب هبوط درکویر اثرماندگار دکترعلی شریعتی

/ 3 نظر / 7 بازدید
فرشته

اهی تو که بر بام شکوه آمده است آیینه زدستت به ستوه آمده است خورشید اگر گرم تماشای تو نیست دلگیر نشو ز پشت کوه آمده است. سلام مهربون به روزم ومنتظر حضورت.

دایی جواد

سلام..این شعر هم زیباست....با تو همه رنگهای این سرزمین زیباست.... [گل][گل][گل][گل][گل]

فرزند پارس

مطالب بسیار زیبا و دلنشینی دارید با افتخار لینک شدید[گل]