جاودانه

دلتنگم از این روزها دلتنگم این بار

سرد و نفسگیر و کمی بیزارم این بار

با خود دوباره در نبرد پیچ و خم ها

آنسان که هستی من چرا می نالم این بار؟!

فصل بهار عمر من دیگر رسیده ست

من در شگفتم که چرا می سوزم این بار

در گیر و دار لحظه ی عشق و رهایی

باید که من این لحظه  را می خواندم این بار

شاعر شدم تا از خودم ردی بذارم

این شعرها را تا ابد می گویم این بار

ای عشق من ای جاودانه سبز و روشن

من در وفای عشق تو حیرانم این بار!

مهرنوش

 

/ 35 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شب مهتاب

گاهی وقتش نمیرسد!! گاهی از صبر خسته می شوی!! گاه منتظری که بیاید!! گاهی دلت برای ... قدیمها تنگ میشود!! گاهی رابطه ها شکل عوض میکنند!! ... یا در گذشته!! یا در آینده!! چه فرقی میکند؟!!! بیچاره حالمان که مدام خراب دیروز و فردا میشود...

شب مهتاب

در جستجوی قلب زیبا باش نه صورت زیبا. زیرا هر انچه زیباست همیشه خوب نمی ماند اما انچه خوب است همیشه زیباست .....

شب مهتاب

هنوز هم دلم تنگ می شود برای محض حرف زدنت و برای تکیه کلامهایت که نمی دانستی فقط کلام تو نبود من هم به آنها تکیه داده بودم . . .

شب مهتاب

چه شتابیست به راه؟ شاید آن نقطه ی نورانی دشت،چشم گرگان بیابان باشد

شب مهتاب

هیچ شگفتی سحر آمیزتر از آن نیست که دریابیم دوستمان دارند... که این محبت انگشت خداست بر روی شانه ی انسان

مهدی

خواب ديدم... امشب بازهم از خواب پريدم؛با حالتي مضطرب و يه دلتنگي محسوس امشب از خواب پريدم ... اما تو از يادم نپريدي و پر رنگ تر از هميشه‌اي... آپم بعد از يه مدت نبودن و دوري از نت، به زوديه زود منتظرتونم؛ فقط بدو بيا... راستي اگه هنوزم دوس داري لينکم کني بهم بگو تا با چه اسمي لينکت کنم؛ چي من؟؟؟ منم با همون اسم وبم بلينک ديگه!!! {مراقب خودتون و خوبياي بي‌اندازتون باشيد}

فرزاد - امتداد دو نگاه

تو هنوز همان اوج پروازی و برایم لبخند می‌فرستی اگر می‌شد به آسمان می‌گفتم كمی اشك برایت بریزد تا تو را غرق باران مهربانی كند...

فرزاد - امتداد دو نگاه

تو هنوز همان اوج پروازی و برایم لبخند می‌فرستی اگر می‌شد به آسمان می‌گفتم كمی اشك برایت بریزد تا تو را غرق باران مهربانی كند...

ابوالفضل

سلام وب زیبایی داری خوشحال میشم به وبم سری بزنی وباهم تبادل لینک کنیم.

مینا

عالی