یاد و کنار

 

روزهایی که بی تو می گذرد

گرچه با یاد توست ثانیه هاش

آرزو باز می کشد فریاد:

در کنار تو می گذشت

ای کاش...

/ 9 نظر / 13 بازدید
فرزاد - امتداد دو نگاه

حاضری جون فداش کنی ، وقتی کسی رو دوس داری حاضری دنیارو بدی ، فقط یه بار نیگاش کنی به خاطرش داد بزنی ، به خاطرش دروغ بگی رو همه چی خط بکشی ، حتی رو برگ زندگی وقتی کسی تو قلبته ، حاضری دنیا بد باشه فقط اونی که عشقته ، عاشقی رو بلد باشه قید تموم دنیارو به خاطر اون می زنی خیلی چیزارو می شکنی تا دل اونو نشکنی حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم اما صداشو بشنوی ، شب ، از میون دو تا سیم حاضری قلب تو باشه ، پیش چشمای اون گرو فقط خدا نکرده اون یه وقت بهت نگه برو حاضری هر چی دوس داشت ، به خاطرش رها کنی حسابتو ، حسابی از مردم شهر جدا کنی حاضری حرف قانونو ، ساده بذاری زیر پات به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب با وفات وقتی بشینه به دلت ، از همه دنیا میگذری تولد دوبارته ، اسمشو وقتی می بری حاضری جونتو بدی ، یه خار توی دساش نره حتی یه ذره گردوخاک تو معبد چشاش نره حاضری مسخرت کنن تمام آدمای شهر اما نبینی اون باهات کرده واسه یه لحظه قهر حاضری هر جا که بری به خاطرش گریه کنی بگی که محتاجشی و به شونه هاش تکیه کنی حاضری که به خاطر خواستن اون دیوونه شی رو دست مجنون بزنی ، با غصه ، همخونه شی حاضری مردم همش

فرزاد - امتداد دو نگاه

دستت را بده باید دنبال خیابان های فراری بدویم بازی نیست یک روز هم برمی گردیم و می بینیم مرا بلعیده این آسفالت و تو بی نفس دود سیگارت را توی چشم های آسمان فوت می کنی دستم را ول نکن باید نرده ها را باهم بپریم نه ....بازی نیست یک روز هم قوزک پای ما گیر می کند به اخمی که شلیک می شود وصیت زنده ماندنم است اگر مردیم که هیچ "به نام ما دستم را پیش خودت نگه دار"

شب مهتاب

کاش...

مربي

اي كاش در اين مطلب منو مهرنوش جان به ياد ترانه ستار انداخت تقديم به تو مخاطبان وبلاگت ای کاش فرصتی بود حتی برای یک بار با تو نفس کشیدن میشد دوباره تکرار ای کاش می شد امروز در چشم تو غزل خواند بار دیگر تو را دید نام تو را عشق خواند ای کاش زندگی رو از هم نمی گرفتیم از زنده مردن خویش ماتم نمی گرفتیم هرگز نگو که این درد تقدیر ناگزیر است دیروزمان که مرده فردایمان چه دیر است با تو شدم من آباد دستان تو مرا ساخت مشکل ز دستم آورد اما به هیچ مرا باخت بس کن نزن تبر را بر شاخه ام که خسته ام این زخم اولین بود یا زخم آخرین است

♫ Iraj Mirza ♫

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم شوقست در جدایی و جورست در نظر هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم روی ار به روی ما نکنی حکم از آن توست بازآ که روی در قدمانت بگستریم ما را سریست با تو که گر خلق روزگار دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم

♫ Iraj Mirza ♫

امشب از باده خرابم کن و بگذار بميرم غرق دريای شرابم کن و بگذار بميرم قصه ی عشق بگوش من ديوانه چه خوانی بس کن افسانه و خوابم کن و بگذار بميرم گر چه عشق تو سرابيست فريبنده و سوزان دلخوش ای مه به سرابم کن و بگذار بميرم زندگی تلخ تر از مرگ بود گر تو نباشی بعد از اين مرده حسابم کن و بگذار بميرم پيرم و نيست دگر بيم ز دمسردی مرگ گرم رويای شبابم کن و بگذار بميرم خسته شد ديده ام از ديدن امواج حوادث کور چون چشم حبابم کن و بگذار بميرم تابکی حلقه شوم سر بدر خانه بکوبم از در خويش جوابم کن و بگذار بميرم اشک گرمم که بنوک مژۀ شمع بلرزم شعله شو، يکسره آبم کن و بگذار بميرم

امیر

خیلی عالی بود... راستی ما یه وب گروهی داریم افتخار بده ودر انجا دلنوشته هاتو بنویس ...اگه دوست داشتی بگو تا رمز م هم بهت بدیم[گل][گل]

باران

عزیزم همشونو خوندم عالی بود بوووووووووووووووووووووووووووووس

فرهاد

اینجا زمین است. رسم بعضی آدم هایش عجیب است! اینجا گم که مى شوى به جاى اینکه دنبالت بگردند فراموشت مى کنند...