چشم ها را شستم

 

جور دیگر دیدم

 

باز هم سودی نداشت...

 

تو همان بودی که باید دوست داشت!

/ 9 نظر / 30 بازدید
فرهاد

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی تو بمان با دگــــران وای به حال دگــــــران

فرهاد

نبار باران ... نبار ... که به صورت َم آب می زنی و به سینه ام آتش ..

maryam

امیدوارم آتیش این چهارشنبه سوری غمها رو از دلت دود کنه، شادیاتو شعله ور کنه، قلبتو گرمی محبت بده، تازه چشم حسوداتم مثل ترقه بترکونه

كيوان

در خم زلف تو از اهل جنون شد دل من و اندر آن سلسله عمرى است كه خون شد دل من در ازل با سر زلف تو چه پیوندى داشت كه پریشان شد و از خویش برون شد دل من این همه فتنه مگر زیر سر زلف تو بود كه گرفتار بدین سحر و فسون شد دل من سوخت سوداى تو سرمایه عمرم اى دوست مى نپرسى كه در این واقعه چون شد دل من [گل][گل][گل]

آسمان من

دلم میخواهد کسی باشد خوب باشد مهربان باشد بس باشد و همه ی این بودن هایش فقط برای من باشد فقط برای من !...

بی پرواز

آه وقتیکه دیدمت... دوباره مثل بار اول: چه شیرین می خندیدی! دوباره عاشقت شدم!

پری...

هرکجا هستی دوست آسمانت آبی لحظه هایت خالی از تنهایی[گل]