اعجاز

از کدوم خاطره برگشتی به من

که دوباره از تو رویایی شدم

همه ی دنیا نمیدیدن منو

من کنار تو تماشایی شدم

از کدوم پنجره می تابی به شب

که شبونه با تو خلوت می کنم

من خدا رو هر شب این ثانیه ها

به تماشای تو دعوت می کنم

تو هوایی که برای یک نفس

خودمو از تو جدا نمی کنم

تو برای من خود غرورمی

من غرورمو رها نمی کنم

 

تا به اعجاز تو تکیه می کنم

شکل آغوش تو میگیره تنم

اون کسی که پیش چشم یک جهان

به رسالت تو تن میده منم

/ 24 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شب مهتاب

خالی از بغض همیشه پرم از ستاره امشب اگه خوابم اگه بیدار با منی دوباره امشب شب برگشتن آینه شب نو کردن تن پوش شب بوسیدن ماهو شب وا کردن آغوش واسه گم کردن اندوه امشب اون شب دوبارس شب پیدا شدن تو شب دیدار ستارس تو رو پیدا کردم امشب بعد شبهای مصیبت بعد دل بریدن از من بعد دل بستن به غربت[گل]

امیر

مهرنوش قهری با من اینو بیا بگو بدونم [گل][گل] بی معرفت!!!

امیر

[گل]آآآپپپپپپپممممممم[گل]