عشق اول و آخر خدا

ای بنده تو سخت بی وفایی

از لطف به سوی ما نیایی

هر دم که تو را دهم دردی

نالان شوی و به سویم آیی

هر دم که تو را دهم شفایی

یاغی شوی و دگر نیایی

/ 38 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
من وتو

سلام.مرسی مهرنوش خانم.چطورید؟خوب هستید؟ممنون از حضور گرمتون.تو نظراتون بود از زشت رویی پرسیدند......واقعا زیبا بود.خیلییییییییییی.موفق باشید.التماس دعا.پست اخرتون هم در مورد خدا مناسب حال ما انسانهای امروزی هست که تمام زندگیمون شده دغدغه ی مالی و ......

نخل هلیله ای

هر دم که تو را دهم دردی نالان شوی و به سویم آیی هر دم که تو را دهم شفایی یاغی شوی و دگر نیایی زیبا و خواندنیست، ممنون[گل]

فرهاد

میگن شبا فرشته ها از آرزوی آدما، قصه میگن واسه خدا، خداکنه همین شبا گفته بشه قصه ی تو واسه خدا

فرهاد

صدای اذان می آید . صدای محزون پیرمردی که سالهاست ؛ مرا از خواب تو ؛ تا خدا می ‌برد ؛ دلم بی‌قرار دو رکعت نمار می شود هر سحر

فرهاد

شاید کــــاســـه زیر نیم کاسه ی خداست!! که صبرش ســـــــریــــز نمیشود!

فرهاد

پروردگارا! ببخش مرا كه همه‏اش دعا كردم خدایا! مرا از شر خلق دور بدار و یك بار نگفتم: خلقت را از شر من دور دار.

فرهاد

پروردگارا! ببخش مرا كه هر چه با من مدارا كردى، من بر تو خیره‏سرى كردم.

فرهاد

پروردگارا! ببخش مرا كه واله و شیداى مخلوقاتت شدم و خالقیتت را از یاد بردم.

فرهاد

پروردگارا!!! می‎بخشی مرا ؟؟؟؟

فرهاد

خدايا ببخش اگر با دیدن ستاره ها و باران عاشق نشدم و سبد سبد ستاره نچیدم. ببخش اگر لا به لای صفحه های زمستانی تقویم زندگی ام گم شدم و به بهار نرسیدم خدایا ببخش اگر همیشه روی بوم زندگی با رنگهای سیاه وخاکستری نقاشی کشیدم. ببخش اگر در آفتابی ترین روزهای عمرم خورشید را نادیده گرفتم و روی تمامی خاطرات قشنگم خط قرمز کشیدم