دلنوشته...

خدا تنها تنهاییست که تنها را تنها نمی گذارد!

 

سلام...

امشب یه حس خاصی دارم...

حسی که تا حالا تجربش نکردم!

نمی دونم خوبه یابد!

شیرینه یا تلخ!

احساس میکنم احتیاج به کمک دارم...

حتی اینکه خودم میتونم به خودم کمک کنم یا شخص دیگه...

این رو هم نمیدونم!!!

ببخشید خواستم یکم راحت بشم از زیر بار این کلمات...

/ 45 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریمی

سلام عزیز هرچی وبتو میخونم سیر نمیشم شعرای بسیار زیبا با سلیقه ی بسیار عالی کنار هم چیده شدن و محیطی رو فراهم کردن که من خودم به شخصه ازش لذت میبرم و دوستش دارمممممممم هر کمکی خواستی من مثه یه خواهر در خدمتم دوستت دارم

نمكى چ

بزار منم از وبت تعريف كنم! ؛ مطالبت فوق العاده ست؛ فقط نمكش كمه!!!!!!!‏

فرهاد

صدای مرا بشنو… من از درون کسی فریاد میزنم که روزی خود را عاشق ترین میدانست ولی اکنون در گوشه ای از دل تنگ دنیا در زیر خروارها خاطره، آرامیده است، من او هستم و او تنها دلی بود که میشناختم…!

فرهاد

تنها بودن قدرت میخواهد این قدرت را کسی به من داد که روزی میگفت "تنهایت نمیگذارم"

فرهاد

یک نفر می پرسد که چرا شیشه شکست؟؟؟ یک نفر می گوید: شاید این رفع بلاست!!!! دیگری می پرسد شیشه ی پنجره رو باد شکست؟؟؟ دل من سخت شکست.... هیچ کسی هیچ نگفت.... غصه ام را نشنید...... از خودم می پرسم!!!!! ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم کمتر بود؟؟؟؟

فرهاد

زیـر چشم آرزوهایم کبود شده سیلی محکمی بود باور بی وفایی ات...

كيوان

دلخوش روي توام سرو سپيدارم باش پر ز دردست تنم،محرم اسرارم باش دوري از روي گلت تاب و توانم ببريد تو به پروانگيم شمع گهربارم باش بند بر دل بنهادم به شكيبايي خويش صبر طاقت ببريد،چشمه خونبارم باش مست از باده مهر و رخ گلگون توام باده سرخ من و خمره خمارم باش تو طبيب دل مجروح و پريشان مني اندكي روح نواز تن بيمارم باش ز چه رو رخ ننمايي،بر اين عاشق مست بوسه بر جام زن و رونق بازارم باش كيوان ..................... تقديم به مهرنوش خانم[گل][گل][گل]

نمكى چ

بيا بنويسيم روى خاك رو درخت ؛ رو پر پرنده رو ابرا ؛بيا بنويسيم روى برگ روى آب توى دفتر موج رو دريا ؛بيابنويسيم كه خدا ته قلب آينه ست ؛مثل شور فرياد يا نفس تو غبار سينه ست ؛با هميشه موندن وقتى كه هيچى موندنى نيست ؛ اوج هر صداى عاشقه كه شكستنى نيست ؛با صدام ميام همه جا تو رو مينويسم ؛روى آينه گريه هام گونه هاى خيسم ؛ اى كه معنى اسم تو آسمون پاكه ؛ ريشه صدا نبض عشق زير پوست خاكه ؛ با ترانه نفسات من ترانه ميگم ؛ اسمتو مثل غزل عاشقانه ميگم ؛بيا بنويسيم روى ...

سمانه

ای دل غم دیده حالت به شود دل بد مکن وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور [گل]