امروز...

 امروز به آنهایی می اندیشم

که روی شانه هایم گریه کردند

و نوبت من که شد دیگر نبودند...!

 

منبع:وبلاگ مرجان سرخ

/ 3 نظر / 7 بازدید
شب مهتاب

چقدر به اینجور آدما تو زندگیم برخوردم .اما به بدیاشون و جا خالی کردن هاشون فکر نمیکنم چون ارزش آزار دادن روح آدم رو ندارن ... و شاید اون آدما شونه هاشون تحمل گریه ها و دردهای دیگران رو ندارن... پست قشنگی بود دستتون درد نکنه[گل]

دایی جواد

سلام دایی جان... امروز بیاندیش . فردا دیگر اندیشه نکن چون فردا یه روزه دیگه هستش... جالب بود.. [گل][گل][گل]

شهاب

تا بوده همین بوده سعی کن همیشه برای دل زخمی مرحم باشی