هیچوقت...

از او پرسیدم:

کی می آیی؟؟؟

گفت:

هیچوقت...

ساعتم خوابید...!

/ 11 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شب مهتاب

خیـــلی خوب بود.[گل] ساعتم خوابید یا زمان ایستاد...

شب مهتاب

انجماد قلب ها را از خشک سالی چشم ها می توان فهمید ، چشمی که گریستن نمی داند ، زیستن نمی تواند [گل][گل]

كيوان

چه گويمت ؟ که تو خود با خبر ز حال مني چو جان ،نهان شده در جسم پر ملال مني .................. درود به تو دوست خوبم. گل من... با يه مطلب جديد بروزم. باغ دلت همواره سبز باد[گل]

شب مهتاب

تو بارون که رفتی شبم زیر و رو شد یه بغض شکسته رفیق گلوم شد تو بارون که رفتی دل باغچه پژمرد تمام وجودم توی آینه خط خورد هنوز وقتی بارون تو کوچه می باره دلم غصه داره دلم بی قراره نه شب عاشقانه است نه رویا قشنگه دلم بی تو خونه دلم بی تو تنگه یه شب زیر بارون که چشمم به راهه می بینم که کوچه پر نور ماهه تو ماه منی که تو بارون رسیدی امید منی تو شب نا امیدی مثل همیشه قشنگه.

امیر

اپم بیا عزیزم[قلب][ماچ]

امیر

اپم بیا عزیزم[قلب][ماچ]

امیر

اپم بیا عزیزم[قلب][ماچ]

كيوان

مهرنوش جان...درود بر تو. به به...چه سيبي...چه گلي...چه آهنگي و چه وب خوشگلي... عزيزم...قالب جديد و خوشگلت مبارك[دست] گل من... ممنونم كه اومدي پيشم...برات يه زحمت دارم: لطفا منو با اسم تلخ و شيرين و با همين آدرسي كه ملاحظه ميكني بلينك...مرسي عزيزم[گل] از دل نرود هر آنكه از ديده برفت[گل]

فرهاد

فکر نکن عاشق اون شدی ... مطمئنا تمام شدن باطری ساعتت همزمان شده با پاسخ مخاطبت [نیشخند][نیشخند][نیشخند][قهقهه][قهقهه][قهقهه][خجالت]